مرتضى مطهري

90

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

قلب ، شرائين و اعصاب و قامت و وزن زن با مرد متفاوت است . جسم زن لطيفتر و نازكتر و جسم مرد درشتتر و محكمتر است . بر زن احساسات لطيفه مانند حب و رقّت قلب و ميل به جمال و زينت غالب است و بر مرد تعقل . حيات زن حيات احساساتى و شاعرانه است و حيات مرد حيات مفكَّرانه ، و لهذا اسلام ميان آنها فرق گذاشته . زن در جهان بينى اسلامى : راجع به مسئلهء زن در اسلام اگر بخواهيم بحث كنيم و نظر اسلام را دربارهء زن بدانيم ، اول بايد ببينيم منطق و جهان بينى اسلام دربارهء زن از نظر وجودى چيست . آيا اسلام زن را مخلوقى طفيلى مرد و موجود براى مرد مىداند و در نتيجه در مقررات خود اين اصل را رعايت كرده و به زن به چشم يكى از مخلوقاتى كه بايد وسيلهء استفادهء مرد قرار گيرد ، نگاه كرده است يا نه ؟ . اصل غائيت مبناى حقوق است و در اينجا نه زن براى مرد و نه مرد براى زن بلكه هر دو براى هم آفريده شده‌اند : بديهى است كه اسلام به اصل غائيت و اينكه برخى مخلوقات براى برخى ديگر آفريده شده‌اند اعتراف دارد و همين جهت تكوينى ، مبناى حقى براى بعضى از مخلوقات نسبت به بعضى است و مبناى مالكيت است ، چنان كه در يادداشتهاى حق و حكم گفته‌ايم . اسلام مىگويد دانى مقدمهء عالى است و براى عالى آفريده شده است ، ماه و خورشيد و زمين و معادن و درياها و چهارپايان براى انسان آفريده شده‌اند . ولى اسلام در مورد مرد و زن چنين منطقى ندارد . اسلام نه در يك جا گفته است كه زن براى مرد آفريده شده است و نه آنجا كه مقام شامخ علمى و عملى انسان را گوشزد كرده است زن را مستثنى قرار داده است . اسلام مىگويد همه فرزندان آدم هستيد و « * ( و لقد كرمنا بنى ادم ) * » . اسلام مىگويد : * ( من عمل صالحاً من ذكر او انثى . . . ، انى لااضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى . ) * اسلام زنانى را در رتبهء انبيا ذكر كرده است . فلسفهء اجتماعى و جهان بينى اسلامى : عليهذا از نظر فلسفهء اجتماعى اسلام و از نظر اينكه به طور قطع احكام و مقررات اسلام بر مبناى اصول و فلسفه اى است ، زن نمىتواند مملوك و بردهء مرد يا در حكم مملوك و بردهء مرد بوده باشد و احكام اسلامى آنچنان تنظيم و تدوين شده باشد كه بر محور استفادهء مرد از زن و